کوثرکوثر، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 5 روز سن داره

دلبندم کوثر

مسافرت 3روزه

سلام دخترم.هفته ی گذشته تولد دانیال بود. بعدشم رفتیم پیش ملیکا ومبین.اومدم یه چند تا عکس برات بذارم باغ ملک-وکیل آباد       تولد دانیال: باریحانه.محمدصدرا.محمدحسین: ...
14 ارديبهشت 1393

بدون عنوان

سلام خانمی.یه چند تا از عکسات به دستم رسید گفتم برات بذارم: 13بدر: نمیدونم چرا امسال پیله کردی به این لباست؟   درخت1400ساله: تیپتون منوکشته: اتاق کاربابایی درآخروقت اداری!: تاسری بعدی عکسا فعلا.... ...
10 ارديبهشت 1393

شناگرحرفه ای

سلام گلم.امروز ازبس منو خندوندی گفتم بیام برای خودتم بنویسم.خیر سرمون بلند شدیم رفتیم استخر .دیگه نگم که چقدر ورجه وورجه کردی و چقدر پریدی و شیرجه زدی و شنارفتی!!! همه مونده بودن از این نترسیه تو....خلاصه اگه ترس خودم نبود الان یه شناگر ماهر بودی براخودت.تازه بعد از اینکه دوسانس کامل بودیم(3ساعت)بزور ازتو آب درآوردمت.نمیدونم دوباره ببرمت یانه!!! هیچی دیگه نذاشتی یه دقیقه بادوستام باشم...کاش میشد ازت عکس گرفت.اونم از پارک رفتنمون که جرات نداریم از اون خیابون ردشدیم.اگه به تو باشه که دوست داری هرروز بریم... فردا هم انشالله یه سرمیریم فردوس.میسپرمت دست بزرگترا تا شاید اونا بتونن اینقدر ببرنت پارک تاخسته شی!!! دوستت دارم عزیزم ...
3 ارديبهشت 1393

روزمادرمبارک

سلام گلم.دیروز که ازراه اومدی،برام این شعرو خوندی: مامان جون من   مامان زیبا  دوستت دارم من      قدیه دنیا    بهشت زیبا   تویی تو مادر    به هرکسی تو      تو مهربانتر بعدشم این کاردستی رو بهم دادی: ممنونم دخترم.خیلی دوستت دارم. حالامنم برات یه هدیه ویزه دارم،برو ادامه مطلب. گفتم برات اولین عکسایی که ازت گرفتمو بذارم.تاجفتمون حسابی ذوق کنیم:     اونموقع هیچ تصوری ازت نداشتیم گلم...دلمون خوش بود به همین عکسای سیاه و سفید و نامفهوم که تو خوبی و سالم.خداروشکر. دخترم دعای خیر...
31 فروردين 1393

از لابه لای عکسها

سلام گلم.دیروز بااینکه با محمدصدرا اینا و محمدحسین اینا رفته بودیم بیرون اما من بازم... امروز گفتم برات دوسه تا عکس از قبلا بندازم...: با عزیز و آقاجون قبل از عید: بادایی وزن دایی قبل اازعید:   شماوعلیرضا:   محرم.فردوس:   اینم اولین کاردستیت: ...
30 فروردين 1393

سال نو مبارک

سلام.به به!سال نو مبارک! صدسال به این سالا!امروز اومدم کلی تارعنکبوتای وبلاگتو گردگیری کردم! دیگه ببخشید دیگه.حسابی برای خودمون سرگرمیم!پنج شنبه جمعه ها هرچی خودمون میریم فردوس هرچی فک و فامیل میان!این اولین پنج شنبه جمعه است که نه خودمون رفتیم و نه کسی اومده.خلاصه برای عید هم برعکس بقیه همکارای بابات مااصلا استرس عیدو نداشتیم.همه ی عید در اختیارخودمون بودیم!٤روز آخرتعطیلات رو اومدیم خونه تا عمه ها و عموها و مادرجون و پدرجونت بیان. واقعاا خوش گذشت .اینجا از لحاظ سرسبزی و زیبایی واقعا کم نظیره.هواهنوز کمی خنکه.وداریم چهارفصل رو باتموم وجود احساس میکنیم....از بس این مدت همه باهم بودیم هرچندتاعکست پیش یه گروهه!همین جا و ازهمین تریبون ا...
28 فروردين 1393